شاه محمود داعى شيرازى

69

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

اى كارگشاى هرچه هستند * نام تو كليد هرچه بستند اى هست كن اساس هستى * كوته ز درت دراز دستى اى هست نه بر طريق چونى * داناى درونى و برونى اى امر ترا نفاذ مطلق * از امر تو كائنات مشتق اى مقصد همت‌بلندان * مقصود دل نيازمندان راه تو به نور لايزالى * از شرك و شريك هر دو خالى در صنع تو كامد از عدد بيش * عاجز شده عقل علت‌انديش ترتيب جهان چنان‌كه بايست * كردى به مثابتى كه شايست بىكوهكنى ز كاف و نونى * كردى چو سپهر بيستونى در عالم عالم آفريدن * زين به نتوان قلم كشيدن 78 ميرحسينى هروى نيز مىسرايد : اى برتر از آن سخن كه گفتند * ز آنها كه پديد يا نهفتند آنجا كه تويى چو من نيايد * كس محرم اين سخن نيايد اى از تو گمان خلق بس دور * حلواى تو نيز از مگس دور اى برتر از آنچه برتر آمد * هم تو ز تو با تو درخور آمد اى اول تو وراى اول * حيران تو انبياء مرسل هست اول و آخر استعارت * اى برتر از اين‌همه اشارت گفتند مسبحان افلاك * سبحانك نحن ما عرفناك احمد كه خلاصه‌ى وجود است * لا احصى گوى در سجود است قومى كه در اين طواف‌گاهند * سرگشته دلان لااله‌اند هندو كه هميشه بت پرستد * هر صبح دعات مىفرستد جز ياد تو نيست بر زبانش * زنّار وفاست بر ميانش آن كس كه در اين تفكر افتاد * در دايره‌ى تحيّر افتاد آنجا كه حريم بىنيازيست * انديشه‌ى ما خيال بازيست 79 مقالت اول از منظومه‌ى زاد المسافرين در تنزيه و تقديس حق تعالى